راهنمای کامل واردات از چین

چرا کالایی که در چین ۱۰ یوان است، دو برابر درمیآید؟ حسابِ کاملِ هزینههای واردات
خیلی از کسانی که اولین بار سفارش از چین میدهند، یک اشتباه مشترک دارند: قیمت روی سایت چینی را در نرخ یوان ضرب میکنند و فکر میکنند قیمت تمامشده را به دست آوردهاند. بعد که کالا میرسد، عدد نهایی دو برابر آن چیزی است که پیشبینی کرده بودند و سودِ فروش از بین رفته.
مشکل از نرخ ارز نیست. مشکل این است که بین «قیمت کارخانه» و «قیمت انبار شما در تهران» هفت هزینهی جداگانه وجود دارد که فقط دو تایشان معلوم است.
در این مقاله همهشان را با ضریب مینویسیم — نه با عدد تومانی. چون عدد تومانی تا سه ماه دیگر بیاعتبار میشود، ولی نسبتها سالهاست تغییر نکردهاند.
سه قیمتی که با هم اشتباه گرفته میشوند
روی صفحهی یک کالای چینی معمولاً چند عدد میبینید و هر کدام معنای متفاوتی دارد:
۱. قیمت پایه (起批价) — کمترین قیمت، ولی مشروط به بالاترین تعداد. اگر کنارش نوشته «۱۰۰۰ عدد به بالا»، آن قیمت به شما مربوط نیست.
۲. قیمت در تعداد شما — همان جدول پلهای. برای ۱۰۰ عدد قیمت واقعیتان ممکن است ۳۰ تا ۵۰ درصد بالاتر از قیمت پایه باشد.
۳. قیمت تکفروشی — که در سایتهای عمدهفروشی اصلاً نوشته نمیشود و بعضی واسطهها همان را به عنوان «قیمت کارخانه» نشان میدهند.
اولین کار قبل از هر محاسبهای این است که بدانید در تعدادِ موردنظر خودتان، قیمت واقعی چند است. اگر زبان چینی نمیدانید، سایتهایی مثل قیمت روز محصولات چینی به تومان همین جدول پلهای را به فارسی و با تبدیل نرخ نشان میدهند و میشود بدون ورود به سایت چینی، عدد درست را دید.
هزینهی اول: حمل داخلی در چین
کارخانه کالا را تا انبار فورواردر میفرستد، نه تا مرز. این مسیر داخلی در چین هزینه دارد و برای محمولههای کوچک، نسبتش غافلگیرکننده است.
برای یک محمولهی چند صد دلاری، حمل داخلی معمولاً ۲ تا ۶ درصد ارزش کالا میشود. برای محمولههای سبک و حجیم (مثل لوازم پلاستیکی یا کارتنهای بزرگ) این عدد میتواند تا ۱۰ درصد هم برود، چون هزینه با حجم حساب میشود نه با قیمت.
نکتهای که کم گفته میشود: بعضی تأمینکنندهها حمل داخلی را مجانی میدهند اگر از حد مشخصی بیشتر بخرید. پرسیدنش هزینهای ندارد و گاهی چند درصد تمامشده را پایین میآورد.
هزینهی دوم: انتقال پول
پول باید به یوان و به حساب چینی برسد. این انتقال کارمزد دارد و نرخش هم با نرخ آزاد یکی نیست.
روی هم، فاصلهی بین «نرخ یوانی که در سایتها میبینید» و «نرخی که واقعاً پول به آن تبدیل میشود» معمولاً ۲ تا ۵ درصد است. برای مبالغ کوچک این درصد بیشتر میشود، چون بخشی از کارمزد ثابت است.
هزینهی سوم: حمل بینالمللی
این بزرگترین متغیر است و انتخابش کل اقتصاد سفارش را عوض میکند:
روشزمان تقریبیمناسبِ چه کالایی
هوایی
۷ تا ۱۵ روز
سبک، گران، فوری
زمینی
۲۵ تا ۴۰ روز
حجم متوسط، ارزش متوسط
دریایی
۴۵ تا ۷۵ روز
سنگین، حجیم، ارزان
قاعدهی سادهاش این است: هر چه قیمت کالا به وزنش بالاتر باشد، هوایی منطقیتر است. یک کارتن قطعات الکترونیکی سبک و گران را هوایی بفرستید؛ یک کارتن ظرف پلاستیکی را هرگز.
نسبت حمل بینالمللی به ارزش کالا برای کالای متعارف ۱۵ تا ۴۰ درصد است — و همین بازهی پهن، دلیل اصلی خطای پیشبینی مبتدیهاست. محاسبهگرهای آنلاین مثل محاسبهی هزینهی حمل از چین تا تهران کمک میکنند قبل از سفارش، این عدد را تقریبی داشته باشید.
هزینهی چهارم: حقوق گمرکی و ترخیص
این بخش دو تکه است و اغلب با هم قاطی میشود:
حقوق ورودی — درصدی از ارزش گمرکی کالا، که بر اساس کد تعرفه (HS Code) تعیین میشود. برای گروههای مختلف کالا خیلی متفاوت است: از چند درصد برای مواد اولیه و ماشینآلات، تا ارقام بالا برای کالای مصرفی که مشابه داخلی دارد.
هزینهی خدمات ترخیص — کارمزد ترخیصکار، انبارداری، تخلیه، بارگیری. اینها ربطی به نوع کالا ندارد و برای محمولههای کوچک، نسبتشان سنگین است.
قبل از سفارش، کد تعرفهی کالا را پیدا کنید. این تک کار، بیشتر از هر کار دیگری جلوی غافلگیری را میگیرد — چون دو کالای ظاهراً مشابه میتوانند تعرفهی کاملاً متفاوت داشته باشند.
هزینهی پنجم: چیزهایی که در هیچ فاکتوری نیست
اینجا جایی است که سود واقعی خورده میشود:
ضایعات و کالای معیوب — در سفارش عمده از تأمینکنندهی جدید، ۲ تا ۵ درصد کالای غیرقابل فروش طبیعی است. اگر برایش بودجه نگذاشته باشید، از سودتان کم میشود.
حداقل سفارش (MOQ) — گاهی مجبورید ۳۰۰ عدد بگیرید در حالی که ۱۰۰ عدد میخواستید. آن ۲۰۰ عدد اضافه، سرمایهی خوابیده است؛ در حساب تمامشده باید دیده شود.
نمونه — سفارش نمونه قبل از سفارش اصلی، هزینه دارد و حملش هم گران است (چون تکتک فرستاده میشود). ولی حذفش گرانتر است.
بستهبندی و برچسب — اگر کالا باید با برند خودتان یا با برچسب فارسی بیاید، این هزینهی جداست.
جمعبندی: ضریب واقعی
اگر همه را روی هم بگذاریم، قیمت تمامشدهی یک کالای متعارف در انبار شما معمولاً بین ۱٫۹ تا ۲٫۶ برابر قیمت خودِ کالا در چین درمیآید.
یعنی کالایی که در چین ۱۰ یوان است، در حساب شما باید حدود ۲۰ تا ۲۶ یوان دیده شود — و این قبل از حاشیهی سود و هزینهی فروش شماست.
کدام سرِ این بازه بیفتید، به چهار چیز بستگی دارد:
- حجم به وزن کالا (حجیم و سبک = بدترین حالت)
- تعرفهی گروه کالا
- اندازهی محموله (هر چه بزرگتر، هزینههای ثابت سرشکنتر)
- روش حمل
قبل از سفارش، این پنج عدد را بنویسید
۱. قیمت واقعی کالا در تعدادی که میخرید (نه قیمت پایه) ۲. کد تعرفه و درصد حقوق ورودی ۳. وزن و حجم نهایی محموله ۴. کرایهی حمل با روش انتخابی ۵. درصدی برای ضایعات
اگر این پنج عدد را داشته باشید، خطای پیشبینیتان از ۱۰۰ درصد به زیر ۱۵ درصد میآید — و همین تفاوتِ بین یک سفارش سودده و یک سرمایهی خوابیده است.
برای مراحل عملیتر — انتخاب تأمینکننده، بررسی اعتبارش، و مرحلهبهمرحلهی ترخیص — راهنمای کامل واردات از چین این مسیر را باز کرده است.
این مقاله راهنمای عمومی است و جای مشاورهی گمرکی برای یک محمولهی خاص را نمیگیرد. درصد حقوق ورودی و مقررات، بر اساس کد تعرفه و بخشنامههای روز تعیین میشود.
